خاطرات یک دانشجو!!!
اینجا خاطراتـــــــه که ماندگار میشه
تاریخ : 13 / 2 / 1391
نویسنده : سمانه

اهل دانشگاهم ، روزگارم خوش نیست
ژتونی دارم ، خرده عقلی ، سر سوزن شوقی
اهل دانشگاهم ، پیشه ام گپ زدن است
گاه گاهی می نویسم تكلیف
می سپارم به شما
تا به یك نمره ناقابل بیست
كه در آن زندانی ست ، دلتان زنده شود
چه خیالی چه خیالی می دانم
گپ زدن بیهوده است
خوب می دانم دانشم بیهوده است
استاد از من پرسید
چقدر نمره زمن می خواهی
من از او پرسیدم ، دل خوش سیری چند
اهل دانشگاهم ، قبله ام آموزش
جانمازم جزوه ، مشق از پنجره ها می گیرم
همه ذرات وجودم متبلور شده است
درسهایم را وقتی می خوانم
كه خروس می كشد خمیازه
مرغ و ماهی خواب است
خوب یادم هست ، مدرسه باغ آزادی بود
درس بی كرنش می خواندیم ، نمره بی خواهش می آوردیم
تا معلم پارازیت می انداخت ، همه غش می كردیم
كلاس چقدر زیبا بود و معلم چقدر حوصله داشت
درس خواندن آنروز ، مثل یك بازی بود
كم كمك دور شدم از آنجا
بار خود را بستم ، عاقبت رفتم در دانشگاه
به محیط خشن آموزش و به دانشكده علوم سرایت كردم
رفتم از پله كامپیوتر بالا ، چیزها دیدم در دانشگاه
من گدایی دیدم در آخر ترم
در به در می گشت
یك نمره قبولی می خواست
من كسی را دیدم ، از دیدن یك نمره ده
دم دانشگاه پشتك می زد
من نمی خندم اگر دوست من می افتد
من نمی خندم اگر نرخ ژتون را دوبرابر بكنند
و نمی خندم اگر موی سرم می ریزد
من در این دانشگاه
در سراشیب كسالت هستم
خوب می دانم استاد ، كی كوئیز می گیرد
برگه حذف كجاست ، سایت و رایانه آن مال من است
تریا، نقلیه و دانشكده از آن من است
ما بدانیم اگر سلف نباشد ، همگی می میریم
و اگر حذف نباشد ، همگی مشروطیم
نپرسیم كه در قیمه چرا گوشت نبود
كار ما نیست شناسایی مسئول غذا
كار ما نیست شناسایی بی نظمی ها
كار ما شاید اینست كه در مركز پانچ
پی اصلاح خطاها برویم
اهل دانشگاهم ، رشته ام علافی‌ست
جیب‌هایم خالی ست 
 
پدری دارم ، حسرتش یك شب خواب
دوستانی همه از دم ناباب 
اهل دانشگاهم ، قبله‌ام استاد است ، جانمازم نمره
خوب می‌فهمم سهم آینده من بی‌كاریست 
من نمی‌دانم كه چرا می‌گویند مرد تاجر خوب است و مهندس بی‌كار
وچرا در وسط سفره ما مدرك نیست كار ما نیست شناسایی هردمبیلی
كار ما نیست جواب غلطی تحمیلی
كار ما شاید این است كه مدرك در دست
فرم بی‌گاری هر شركت بی‌پیكر را...




|
امتیاز مطلب : 37
|
تعداد امتیازدهندگان : 9
|
مجموع امتیاز : 9
موضوعات مرتبط: سرگرمی , ,
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید

<-CommentGAvator->
فکر نکن نمیشناسی...!!! در تاریخ : 1391/2/13/3 - - گفته است :
نه بابا ایول عجب وبی دارین خوشم اومد شما هم وروردی 89 هستید ..میبینم که شما خیلی ترکوندی...!!!
__________________________
اره ما ورودی 89 هستیم
ممنون این تحولاتو مدیون نویسنده های وبلاگ به خصوص آقای میرشکاری
هستم
بازم ممنون از لطفت

پاسخ: من که کار خاصی نکردم.. این اعضای قدیمی وبلاگ هستن که این وبلاگ رو منحصر به فرد کردن... از همینجا بهشون خداقوت میگم

<-CommentGAvator->
فکر نکن نمیشناسی..!! در تاریخ : 1391/2/13/3 - - گفته است :
به به خانوم مهندس سمانه خیلی موندم که مطلب بزاری تا خودم روش نظر بزارم..خوشحالم کردین ..مطلب خیلی قشنگی بود ...من رو شناختی....؟؟ ___________________________________________ بله حضورت رو تو همه پست های بچه های برق میشه دید لطف داری ،تو هم مارو خوشحال کردی اومدی وبلاگ ما


نام
آدرس ایمیل
وب سایت/بلاگ
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

آپلود عکس دلخواه:








آخرین مطالب